..:: حجت الاسلام حامد زمانی ::..
به صوت حجازی قرآن مهدی....
منوی اصلی
موضوعات وبسایت
وصیت شهدا
نویسندگان
آمار وب سایت
  • بازدید امروز : 12
  • بازدید دیروز : 16
  • بازدید این ماه : 98
  • بازدید ماه قبل : 101
  • کل بازدیدها : 401
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب : 26




آپلود عکس آپلود عکس . . بر روی لینک فوق کلیک کنید
اشتراک توسط : حجت الاسلام حامد زمانی

پیرمرد فرزانه ای کنار مغازه برنج فروشی ایستاده بود  و به صحبتها ی مغازه دار با یکی از افسران امپراتور گوش می داد.

افسر خطاب به مغازه دار می گفت؛

ببین!من مزدبگیر امپراتور هستم.آخرهرماه مواجب و حقوق ثابت و مشخصی تحویل من و خانواده ام میشود.

از گرفتن این حقوق ثابت هم مطمئن هستم و میتوانم روی آن حساب کنم.اما تو با چه جرآتی مغازه را صبح باز می کنی و امیدواری شب با جیب پر به خانه بروی و از کجا مطمئنی که تا آخر ماه میتوانی هزینه هایت را جبران کنی و درآمد اضافی را برا ی مخارجت در آوردی؟!

مرد برنج فروش با لکنت زبان گفت؛اهالی این دهکده و مردم روستاهای اطراف کم نیستند.آن ها به طور تصادفی در طول ماه نزد من می آیند و برنج می خرند و مبلغ آن را در حد توان خود می پردازند.هرچند نمی توانم بگویم که روزانه دقیقا چقدر درآمد خواهم داشت،اما چیزی درون دلم به من اطمینان می دهد که در طول امسال بدون روزی نخواهم ماند و خالق کاینات،سهمی از روزی را برای من و خانواده ام خواهد فرستاد.

افسر خنده ای سرداد و با تمسخر رو به پیرمرد کرد و گفت؛می بینید استاد!

او به چه چیز ناپایدار و غیر قابل اطمینان و گنگ و مبهمی امید بسته است و تازه با کمال پررویی من را به خاطر حقوق مطمئنی که دارم تحقیر می کند!نظر شما چیست؟!

پیرمرد سری تکان داد و گفت: امید برنج فروش به حمایت کننده و ضامنی است که به طور لحظه به لحظه ضمانت نامه خود را تمدید می کند؛هر جند که به نظر می رسد این ضمانت نامه ناپایدار است وبه طور لحظه ای نیازمند تمدید است و برای همین ضمانت نامه حقوقی امپراتور از دید تو مطمئن تر می باشد،اما برنج فروش اصلا ذهن خودش را درگیر ضمانت نامه نمی کند و تکیه اش به خود ضامن است که موجودی است کاملا پایدار و ماندگار.برنج فروش بر این باور است که همیشه می تواند به ضامن تکیه کند و علت اینکه صبح با امید در مغازه را باز کند و آنچه را در می آورد خرج می نماید،همین تکیه به ضامن است.

او مطمئن است که خود ضامن به شکلی از او حمایت می کند،حتی اگر ضمانت نامه ای در کار نباشد.بنابراین شما دو نفر در مورد دو نفر در مورد دو موضوع مختلف با هم صحبت می کنید،تو راجع به ضمانت نامه بحث می کنی و برنج فروش در مورد ضامن سخن می گوید؛پس دیگر مقایسه بی معناست.


ما انسانها هم می توانیم زندگی کنیم،زندگی زیبا کنیم

 و از زیبا زندگی کردن خود لذت ببریم... 

زیرا به قول کسبه ها و ...

 رزّاق کسی دیگر است...

خدایا ما را دریاب که غیر از تو در مقابل کسی دیگر دست دراز نکنیم....


افق خانواده ضمیمه نامه هفته نامه افق حوزه شماره 69 8/06/1391 ص 8

 


!!! !!!


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات